پایگاه خبری هنر هشتم://
تاریکی پایان نیست. جایی ست که چشم ها کم کم به نور عادت می کنند. وقت هایی هست که راه پیدا نیست اما خدا در همان تاریکی ها بی صدا، آرام وحاضر قدم می زند کنار تو.
جایی که امید، مکث می کند و زمان انگار در فصل سرما اتراق می کند. سردت می شود با حرکتی کند اما حرکت کن با این باور که اگر نور هنوز دیده نمی شود به معنای نبود آن نیست، گاهی کافی ست فقط دوام بیاوری. یعنی امروز را رد کنی نه فرداها را، ریشه ها در نور رشد نمی کنند، در خاک تاریک قوی می شوند...
پایگاه خبری هنر هشتم://
یخ بندان های زندگی را تاب بیاور
تاریکی پایان نیست. جایی ست که چشم ها کم کم به نور عادت می کنند. وقت هایی هست که راه پیدا نیست اما خدا در همان تاریکی ها بی صدا، آرام وحاضر قدم می زند کنار تو.
جایی که امید، مکث می کند و زمان انگار در فصل سرما اتراق می کند. سردت می شود با حرکتی کند اما حرکت کن با این باور که اگر نور هنوز دیده نمی شود به معنای نبود آن نیست، گاهی کافی ست فقط دوام بیاوری. یعنی امروز را رد کنی نه فرداها را، ریشه ها در نور رشد نمی کنند، در خاک تاریک قوی می شوند،،،

فراز قورچیان در این مورد قوی تر از همیشه می گوید:
یخ بندانها و تاریکی های زندگی تان را تاب بیاورید، آنها را پاس بدارید. بعد از عبور از تاریکی می بینی که خدا چه عظمتی به تو داده است. نترس، رد شو، بهار به زودی از راه می رسد.
این تاب آوردن، نقطه مقابل روان بشر است که وقتی نتیجه درست نمی بیند رها می کند. تاب آوری را باید از گله گرگها آموخت، سه روز در برف و بوران شدید حرکت می کنند و با وجودی که هیچ شکاری پیدا نمی کنند اما باز هم به حرکتشان ادامه می دهند.
یخ بندانها، پله عبورند نه دیوار توقف. از آنهاپله بساز.
بالا رفتن همیشه از دل سختی هاست. وقتی رد شدی می فهمی آنچه تو را می ترساند، در واقع داشت تو را آماده می کرد…
https://pra8.ir/?p=23038


