پایگاه خبری هنرهشتم:// گفتگویی جامعی با اقای فراز قورچیان مدیر مسئول موسسه فرهنگی،آموزشی پیشگامان من حقیقی. ایشون مدرس دوره های شفای زخم و احساس ارزشمندی و ذهن ثروتمند و راهبری نیروی جنسی در ایران هستند.

پایگاه خبری هنرهشتم://

فراموشی هویت، ریشه بخش مهمی از بحران‌های انسان معاصر است

گفتگویی جامعی با اقای فراز قورچیان مدیر مسئول موسسه فرهنگی،آموزشی پیشگامان من حقیقی. ایشون مدرس دوره های شفای زخم و احساس ارزشمندی و ذهن ثروتمند و راهبری نیروی جنسی در ایران هستند.

چرا بسیاری از افراد سال‌ها با زخم‌هایشان زندگی می‌کنند اما متوجه آن نیستند؟

استاد: اینکه چرا بسیاری از افراد سال‌ها با زخم‌ها زندگی می‌کنند؟ دقیقاً مثل این است که کسی سال‌ها با دندان عقل زندگی کند و دندان عقل پنهان باشد و مشخص نباشد، تا وقتی که دستگاه‌های اسکن دندان می‌آیند و تصویربرداری می‌کنند و به او کمک می‌کنند تا بفهمد دندان عقلی دارد. یا مثلاً شاید مثل آپاندیس باشد که تا وقتی نترکیده و پاره نشده، فرد نمی‌تواند بفهمد.

این هم همین‌طور است. چرا؟ به این خاطر که ماهیت خود را نمی‌شناسند. انسان‌ها فطرت خود را نمی‌شناسند. وقتی خود را بشناسند، متوجه می‌شوند که هر چیز دیگری غیر از این، اشتباهی است که دربارهٔ خودشان به آنان گفته شده است.

منظور شما از «زخم» در آموزش‌هایتان دقیقاً چیست؟ زخم روانی، عاطفی یا تجربه‌های حل‌نشده؟

استاد: فکر می‌کنم هیچ‌کدام. منظور من از «زخم»، تمام آن چیزهایی است که سدّ راه باز شدن انرژی انسان‌ها برای شکوفایی شده.

فرض کنید غنچه‌ای می‌خواهد بشکفد و گلبرگ‌ها مانع از شکفتن آن غنچه شوند؛ مانع از شکفتن آن گل می‌شوند.

با شفای زخم‌ها، ما کمک می‌کنیم آدم‌ها به شکوفایی برسند و به یک تولد دوباره دست پیدا کنند.

چگونه؟ هدف اصلی ما این است که به آن‌ها نشان دهیم الگوهای غلطی که در سالیان سال در زندگی دریافت کرده‌اند ــ الگوهایی که باعث می‌شود فقیر شوند، بیمار شوند، روابط بدی داشته باشند، در زندگی‌شان شکست بخورند و دچار کمبود اعتمادبه‌نفس شوند ــ شناسایی شوند. ما بیش از ده‌هزار الگو را شناسایی کرده‌ایم و معتقدیم هر انسانی رسالت بزرگی در زندگی خود دارد: اینکه بتواند این الگوها را شناسایی و تصحیح کند.

 

آیا همهٔ انسان‌ها ضعف‌های حل‌نشده دارند یا این مسئله فقط مربوط به برخی افراد است؟

استاد: همهٔ انسان‌ها در جهان، چون عقل کل نیستند و عقل کل از آنِ خداست، دچار نوعی جهل هستند. همهٔ ما انسان‌ها در تمام دوران زندگی‌مان به لحظه‌هایی برمی‌خوریم که متوجه این جهل می‌شویم؛ لذا بسیار ضروری است که هر انسانی درک کند می‌تواند الگوها و باورهای نادرستی داشته باشد و باید برای آن‌ها اقدامی انجام دهد.

بنابراین می‌توانم بگویم که همهٔ انسان‌ها زخم دارند؛ همهٔ انسان‌ها تناقض‌هایی دارند که حل‌نشده باقی می‌ماند. اساساً دنیای ناخودآگاه، دنیای تضادهاست.

 

به نظر شما، بزرگ‌ترین مشکل انسان امروز چیست؟

استاد: بزرگ‌ترین مشکل انسان امروز، به نظر من، «فراموشی» است.

انسان امروز فراموش کرده کیست، از کجا آمده و به کجا می‌خواهد برود.

این فراموشی باعث شده انسان درگیر روزمرگی شود و هدف اصلی زندگی خود را گم کند.

وقتی هدف گم شود، اضطراب و ناامیدی جای آن را می‌گیرد.

 

چطور می‌توانیم از این فراموشی رها شویم و دوباره خودمان را پیدا کنیم؟

استاد: اولین قدم، آگاهی است.

باید آگاه شویم که در خوابِ غفلت هستیم.

مطالعه، تأمل و همنشینی با کسانی که مسیر را پیدا کرده‌اند می‌تواند به ما کمک کند.

ما نیاز داریم هر روز زمانی را به سکوت و خلوت با خودمان اختصاص دهیم تا صدای درونی‌مان را بشنویم.

استاد، وقتی از «ذهن ثروتمند» صحبت می‌کنید دقیقاً منظورتان چیست؟ پول یا طرزِ فکر؟

استاد: وقتی دربارهٔ ذهن ثروتمند صحبت می‌کنم، در واقع از «مایندست» (Mindset) حرف می‌زنم، یعنی از نگرش نسبت به دنیا.

ممکن است کسی میلیاردها دلار پول داشته باشد ولی هنوز ذهن فقیری داشته باشد؛ هنوز در فکر سوءاستفاده از انسان‌ها باشد، در طمع زندگی کند و طبیعتاً خسیس یا در مواردی ولخرج شود.

چنین فردی مایندست خوبی ندارد.

چیزی که ما درباره‌اش صحبت می‌کنیم، یک مایندست زیباست.

 استاد، چرا بعضی افراد هرچقدر هم تلاش می‌کنند، به ثبات مالی نمی‌رسند؟

استاد: به‌خاطر اینکه کم تلاش می‌کنند. همیشه انسان‌ها فکر می‌کنند خیلی زیاد تلاش می‌کنند، بیشتر از حد خودشان کار می‌کنند؛ در حالی‌که این حد را نباید خودشان تعیین کنند.

ما حد توان انسان‌ها را از انسان‌های بزرگ تاریخ می‌شناسیم.

 

استاد عزیز، سرکوب نیروی جنسی خطرناک‌تر است یا رهاسازیِ بدون آگاهی؟

استاد: فکر می‌کنم هر دو خطرناک‌اند: هم سرکوب نیروی جنسی و هم رهاسازی بدون آگاهی.

اما کسی که این سؤال را می‌پرسد احتمالاً از ذهنی می‌آید که هنوز درگیر مسئلهٔ جنسیِ خودش است.

 

آیا آموزشِ درست در این حوزه می‌تواند به کاهش آسیب‌های اجتماعی کمک کند؟

استاد: خب، این سؤال از نظر من جزو بدیهیات است.

آیا کسی که شعر یاد می‌گیرد یا هنر می‌آموزد می‌تواند انسان بهتری شود؟

بله، می‌تواند. تجربه نشان داده است که وقتی انسان‌ها به‌سمت هنر، موسیقی، ادبیات و شعر می‌روند، انسان‌های بهتری می‌شوند.

 

جامعهٔ ایرانی و چالش‌های امروز

آیا آموزش درست این حوزه می‌تواند به کاهش آسیب‌های اجتماعی کمک کند؟ شش چالش اصلی جامعهٔ ایرانی را بفرمایید.

استاد: بله. شش چالشی که امروز با آن‌ها مواجهیم عبارت‌اند از:

  1. موضوع «جنسیت‌زدایی» که در جهان به‌منظور از بین بردن جنسیت‌ها و هویت جنسی به وجود آمده است.

  2. چالش خانوادهٔ LGBT.

  3. چالش مصرف ماری‌جوانا و سیگار.

  4. چالش خودکشی در کشور.

  5. چالش فقر و بیکاری.

  6. چالش مصرف مواد مخدر.

این‌ها آسیب‌هایی هستند که این روزها بسیاری از خانواده‌ها را درگیر کرده‌اند.

 

چرا احساس نارضایتی درونی حتی در میان افراد تحصیل‌کرده و شاغل زیاد شده است؟

استاد: به‌خاطر کمبود معنا. کمبود معنا در زندگی انسان‌ها باعث می‌شود سطح رضایت آن‌ها از زندگی پایین بیاید. نبود قبیله، کمبود عشق به وطن و فقدان خانواده، همگی عواملی‌اند که رضایت از زندگی را کاهش می‌دهند.

استاد، آموزش‌های شما چه پاسخی به بحران معنا، امید و انگیزه در نسل جوان می‌دهد؟

استاد: در خصوص نسل جوان…فکر می‌کنم بهترین چیزی که می‌توانیم به نسل جوان ارائه دهیم این است که به آن‌ها نشان دهیم بخش‌هایی از زندگی‌شان طبق مشیّت الهی پیش می‌رود؛ یعنی طبق برنامه‌ای مدون و طرحی الهی.

به انسانی که امروز وارد عرصهٔ جامعه می‌شود و با بحران معنا، بی‌هدفی و بی‌انگیزگی مواجه است، آموزش‌های ما کمک می‌کند تا انگیزه، معنا و هدف اصلی زندگی خود را بیابد.

 

برخی منتقدان، آموزش‌های خودشناسی را «زرد» یا «غیرعلمی» می‌دانند. پاسخ شما چیست؟

استاد: پاسخ درستی است که بسیاری از آموزش‌های رایج در جامعه زردند و هیچ مدرک یا پشتوانهٔ علمی ندارند.

اما دربارهٔ آموزش‌های من باید بگویم هر حرفی که می‌زنیم می‌توانیم ارجاع دهیم به یک مکتب بزرگ علمی یا دینی. بعد از آن، این مخاطب است که تصمیم می‌گیرد آیا این آموزش‌ها زرد هستند یا نه.

مخاطب امروز با مخاطب پنج سال پیش بسیار تفاوت دارد؛ او عقل دارد، شعور دارد و می‌فهمد.

بزرگ‌ترین تحول یا بازخوردی که از مخاطبان‌تان دریافت کردید چه بوده است؟

استاد: بزرگ‌ترین بازخورد این بوده که می‌گویند:

«ما را به خودمان نزدیک‌تر کردی و توانستیم خودِ گم‌شده‌مان را پیدا کنیم.»

برای کسی که احساس می‌کند در زندگی گیر کرده، اولین قدم عملی چیست؟

استاد: اولین قدم را بردار.

 

آیندهٔ آموزش‌های خودشناسی و رشد فردی در ایران را چگونه می‌بینید؟

استاد: بسیار خوب. آن کاری که ما می‌خواستیم در کشور انجام شود، انجام شده است؛ بسیار بهتر از آنچه فکر می‌کردیم.

آدم‌ها گرایش زیادی به توسعهٔ فردی پیدا کرده‌اند. پیش‌تر اشتباهاً نزد روان‌شناس‌ها یا افراد غیرمرتبط می‌رفتند، اما اکنون فهمیده‌اند برای حل مشکلات مختلف زندگی باید مهارت‌های فردی خود را توسعه دهند.

کاری که می‌خواستیم در ایران انجام شود انجام شده است؛ گام بعدی به‌نظر من گسترش این جریان در کشورهای دیگر است.